ابو القاسم پاينده

33

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

اسلام در سينه داشتند عرض پاك محمّد ( ص ) را هدف كرده بودند ودامن زنى را كه قرآن به تأييد عفت وى نازل شد ، چون دلهاى خويش آلوده ميخواستند ، آتش افروز فضاحت ، ابن أبي بود وديگران همه افزار كار بودند وهم أو بود كه به تعبير قرآن سخن كفر آميز گفته بود كه كار ما ومهاجران چنانست كه سگت را چاق كن تا ترا بخورد واللَّه لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ « 1 » وهم در آن توطئهء عظيم راه تبوك كه بنا بود محمّد ( ص ) را در تنگناى راه از ميان بردارند ودر مدينه آشوب كنند وكارى را كه سى سال بعد به دست معاوية انجام شد زودتر كنند وقرآن با عبارت : هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا « 2 » از آن ياد ميكند انگشت ، وى نمودار بود كه هنگام سفر تبوك براي شوكت‌نمائى ، با ياران خويش در ذي جده اردو زد وگروه وى از آن گروه كه با محمّد ( ص ) در ثنية الوداع اردو زده بودند كمتر نبود « 3 » ، اما بهانه‌اى كرد وبه تبوك نرفت وبشهر بازگشت ومنتظر حوادث بود . پس از تبوك ابن أبي ، شايسته‌ترين كار همهء عمر خود را كرد يعنى مرد وجانها از شرّش بياسود واسلام از كيد اين دشمن درونى كه بخطر از دشمنان برونى بزرگتر بود وقسمتى از سورهء برائت وهمهء سوره منافقون ، قدح وى واعمال اوست رهائى يافت ، اما پسر وى كه مسلمانى نيك اعتقاد بود پس از مرگ پدر از پيمبر خواست كه پيراهن تن خويش براي كفن ميت ايثار كند وبر أو نماز برد واستغفار كند ، پيمبر پيراهن خويش بداد وبر قبر ابن أبي ايستاد واستغفار كرد كه از خيار : اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ « 4 » اين كار را روا دانسته بود و

--> ( 1 ) منافقون ، 8 ( 2 ) برائت ، 75 . ( 3 ) إمتاع الأسماع ( 4 ) برائت ، 80